این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است

عکسی را که چسبیده بود به گوشه قلبم از دیوار اتاق جدا میکنم ،دستم را روی صورتش میکشم .من تمام جزئیات عکس را حفظ هستم چشم های قهوه ای روشنش پوست صورتش قوس بینی اش نگاهش میکنم و برعکس بقیه موارد بوسه ای روی عکس نمیزنم و فقط ان را روی میزمیگذارم و فکرمیکنم به تمام این پنج سالی که اکثرشب و روزهایش را باهم گذراندیم به تمام نامه هایی که هیچوقت برایت نفرستادم به تمام کتابهایی که هیچوقت برایت پست نکردم به تمام کاکتوسهایی که هیچوقت برایت نفرستادم ولی اسم تو روی تک تکشان جاخوش کرده بود، قبلا هیچکس نبود من را بشناسد تورا نشناسد هیچ کدام از دوستانم نبودند مرا میبینند سراغ تو را نگیرند هیچ کس نبود که نداند توکاکتوس دوست داری عطری که به خودم میزنم بوی عطر توست یا گوشی ام را به خاطر تو این مدل خریده ام یا عکست را صحفه گوشی ام نبیند یا نداند تو برای من فراتر از تمام احساس هایی که دوست های معمولی به هم دارند هستی هیچکس نبود که من راجبش با توحرف نزده باشم کسی نبود که نداند هانی کیست و چگونه جای تمام ترک های قلبم را پر کرده است.  ولی حالا هیچکس تورا نمیشناسد ادم های جدید زندگی ام اسمت را بلدنیستند نمیفهمند توکجا زندگی میکنی نمیدانند تو چقدر میتوانی دوست داشتنی باشی انها عکست را درون دیوار اتاقم ندیده اند انها نمیدانند من کاکتوس را به خاطر تو دوست دارم انها نمیدانند چرا دیگر از عطر تو نمیزنم انها نمیدانند دوستی ما پنج ساله شده است انها نمیدانند  چقدر در من نفوذکرده بودی روزی، انها نمیدانند اسمی که بیشتر از همه درون دفترخاطراتم امده است وتویی که حتی یک بار هم به اغوش نکشیده ام توراادمهای جدید زندگی ام تورا نمیشناسند و اسمت برایشان تازگی دارد من یادگرفته ام دیگر راجب توحرف نزنم یادگرفته ام دیگر عکسهایت را نگاه نکنم حس نکنم تو زیبا ترین دختری هستی که میتوانست وجود داشته باشد من یادگرفته ام برایم اهمیت نداشته باشد چرا پروفایلت مشکی است یا چرا یک هفته است انلاین نشده ای؟ اه هانی روزهای خوب بسیاری باهم گذراندیم روزهایی که تو اگر در تک تکشان نبودی درون قلبم بودی روزهای بد بسیاری باهم گذراندیم مثل کشیدن اولین سیگار یا مثل خیلی روزهای دیگر که امیدمان بود رهایی و رفتنولی حالا روزهای عجیبی را گذراندیم و شاید حتی روزهایی می امد که به یکدیگر فکرهم نکنیم روزهایی که حس کردیم کسی میتواند جای هم دیگر را در قلبمان پر کند من دیگر هانی نداشته باشم و تودیگر من را نداشته باشی و بدانیم تمام قسم خوردن هایمان برای نرفتن الکی بود بدانیم میشود روزی بیاید همه چیز برایمان خاکستری باشد،خاکستری مطلق، که گاهی از ذهن هم عبور کنیم و اهی از روی حسرت بکشیم به زندگیمان ادامه بدهیم با دوستهایمان حرف بزنیم با ادمهای جدید زندگیمان رو به رو شویم و همین بدون هیچ اثری از ان همه حس عمیقی که چسبیده بود به گلویمان که از هر ده تا کلمه مان نه تایش اسم هم بود ،حس میکردم برای اخرین بارباید تمام این پنج سال را مرور کنم قیافه ات را به یاد بیارم صدایت را درون مغزم تکرارکنم به حرفهایت فکرکنم به چشم هایت دقت کنم و نداشته باشمت با این موضوع کنار بیایم که دیگر ندارمت و نخواهم داشت  و برایت از تمام تارپود وجودم ارزو کنم حالت خوب باشد فقط همین ،همین برای پنج سال دوستیمان بس است نه؟


مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: تمام ,انها ,نمیدانند ,هانی ,نداشته ,روزهای ,انها نمیدانند ,باهم گذراندیم ,هیچوقت برایت ,ادمهای جدید ,بسیاری باهم ,هیچوقت برایت نفرستادم
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

تبلیغات

محل تبلیغات شما
Akse Aghaye Khamenei
بارون گردشگری با بلیط هواپیما فروشگاه فاز اضطراب معنا من.ساده اشعار ناب پارسی فلزیاب ، طلایاب ، گنجیاب ، ردیاب و نقطه زن تصویری ۳۲۰۰۰ فوتسال دانلود آهنگ های جدید ایرانی Diaries