خسته که نه بیشتر از شرایط رو به رو کلافه ام برای روز اول3ساعت درس خوندم اونم از فرط خواب داشتم میمیردم، دیشب ساعت سه شب خوابیدم قصد داشتم زودتر بخوابم ولی حس کردم باید مشت محکمی بکوبم تودهن کسی که یک ماه تموم خر فرضم میکرد و من هی حرص میخوردم که زورم بهش نمیرسه که داره سرمو الکی شیره میماله و تا سه بیداربودن ارزششو داشت ، امروز تا یازده خوابیدم ولی بعد ظهرباز به شدت خوابم میومد درس خوندن واسم جذاب شده بود ولی از فرط بی خوابی نمیتونستم تمرکز کنم ولی حس میکنم چیزایی خوندمو یاد گرفتم، دیروز داخل کلاس رانندگی فوق العاده بودم به این صورت که اینقد باخودم حال کرده بودم دوست داشتم خودمو ماچ کنم محکم و دوجا توخیابون دعوام شد شیشه ماشین کشیده بودم پایین داشتم سر اقاهه چش رنگی داد میزدم که سر چهار راه جای دور زدنه مگه؟ یه جای دیگم با یه اقاهه دعوام شد که میخواست اینه بغل ماشینو بکنه بره مربیم سکوت کرده بود ومن هر غلطی دلم میخواست میکردم حتی اینقدجوگیر شده بودم که دنده عقب از یه خیابون رفتم تو یه خیابون دیگه وقتی به مامانم گفتم به مسخره گفت تبریک به من تبریک به تو تبریک به همه|: ولی قبول کنین خیلی کارم خفن بود ن؟البته فکر نکنین حال خوبم به خاطر این بوده که همه چی رو روال بودا نه اتفاقا شب قبلش دعوای حسابی زده بودیم و دوست داشتم تیکه تیکه اش کنم که خاله ام تذکر داد اروم باشم خودش دهنشو سرویس میکنه، خلاصه که الان همه چی در ارامشه درسمو خوندم با کسی تنش نداشتم کسیو که دوست دارم دیدم درسته یکم نه خیلی عصبیم به خاطر تموم این یک ماه که دهنمو سرویس کرده بود و من زورم نمیرسید که بگم منوخرفرض نکن ولی خب چون من ادم بخشنده ایم همینکه داخل این بحث مزخرف پیروز شدم و به راصیم خداهم راضی باشهنمیدونم چطوری برنامه خوابمو تنظیم کنم چون اگه کمترازین بخوابم سردرد میشم بعد از درس خوندن یک ساعت خوابیدم ولی هنوز چشام از بی خوابی باز نمیشن و حداقل امروز ده ساعت خوابیدم ولی اگه مجبورم نمیکرد بیدار بمونم الان دوباره ازخواب بیهوش میشدم، خواستم اعلام کنم که همیشه هم ازم چس ناله کنی نیستم الان رو مودی ام که همه چی توزندگیم خوبه و راضیم (فقط به خاطر اینکه درس خوندم لعنتی(:) خلاصه که حرفی نیست دیگه^^


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
Akse Aghaye Khamenei

آخرین جستجو ها