این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است

به اندوهی که مرا فرا گرفته است فکرمیکنم و چشمهایم را به ادمها میدوزم.ادمها راه میروند ،غذا میخورند ،ادمها زندگی میکنند، بلند بلند حرف میزنند  ادمها در گوشه اتاق پنهان میشوند،ادمها زیر میز زیرتخت توی کمد ادمها درون لوله بخاری همه جا را فرا گرفته اند. ادمها صدا میدهند، ادمها خط می اندازند، ادمها زخم میکنند ؛ من به اندوهی که مراگرفته است می اندیشم و سعی میکنم دستان خودم را بگیرم جایی دور از غوغای ادمها قرارش دهم. با او سخن بگویم ،سعی کنم دوست داشتنی هایش را به یاد بیاورد . اسامی را به یاد بیاورد صداها اغوش ارزو هدف، کدامشان پاسخگواند؟شاید بهتراست بگویم هیچ کدام ،تو چرا دیگر پاسخگو نمیباشی؟چرا اغوشت نمیتواند ارام کند؟شایدهم میتوانی، شاید هنوز دستانت بتواند نجات دهنده باشد. ولی از وابستگی نجات دهنده خسته ام ،از تویی که چندقدم فاصله داری ولی نمیشود تمامی شبهارا باتوسحرکرد.از این 18سالگی که یادم می اورد خیلی وقت است قرارنیست هیچ چیز شبیه17سالگی باشد.یا شبیه قبل ترشباعث میشود هرگامی برمیدارم را سست تراز قبل باشد.اینکه ادم شجاعی نیستم ازار دهنده است وگرنه چندوقت قراراست زنده بمانیم؟بیا کاخ ارزوهایمان را خراب کنیم و درخرابه هایش خانه ای بسازیم شاید تا ابد نجات دهنده یک دیگر نباشیم ولی حداقل شبهای تیره اسمانمان کمی ماهش پر نورتر میشود! نمیشود؟ اه، از نشدن ها خسته ترم از این بی اعتمادی به خودم و احساسم.حس میکنم هیچ چیز در من قطعی نیست حتی علاقه مند شدن حس میکنم هیچ چیز در من ابدی نیست حتی عشق! من ادم وحشتناکی ام من از یکنواختی بدم می اید .از دوستی های قدیمی واهمه دارم .از عشق های چندساله بدم می اید من تنوع را دوست دارم دوستی های جدید جرقه علاقه جدیدحس شور زندگی هیجان ریسک پذیربودن و هیچ کدام از اینها اتفاق نمی افتد زندگی تکراری ادمهای تکراری من و مرور خاطرات گذشته عطرها بوسه ها دستها و بازهم دستها دستها

 


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
Akse Aghaye Khamenei
حوالی ابرهای باران زا داشتن یک مدرسه شاد تیم تولید محتوای بهیدو شرکت نوآوران شمال تبلیغات پیامکی کارآموزی کفش پیاده روی گودرزیا فروش الیاف بتن - توری فایبر گلاس - الیاف فولادی بتن - الیاف پلیمری عاج دار سه پایه نقاشی آکوژا_اجاره ۰۹۳۵۷۲۵۷۲۱۶_۰۲۱۶۶۲۹۱۴۷۸ -۰۹۱۲۹۴۶۴۴۷۰