این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است

بعد ازینکه فهمیدم کنکور را گند زده ام تصمیم گرفتم از اول مرداد شروع کنم به خواندن،روز اول مرداد بچه ها خانه ی مان امدند و نشد قراربود از فردایش بخوانم، دوم مرداد اولین تجربه تنهایی سه نفری بیرون رفتنمان بود از چالش های سرکله زدن با اتش تا زدن جوجه کباب ها به سیخ تا خوابیدنمان وقتی بیدارشدیم شب شده بود برگشتنمان و خیلی چیزهای دیگر، روز سوم مرداد یادک نمی اید چه شد که نخواندم؟ مگرقرار نبود بجنگیم برای چیزی که میخواهیم؟ بعد از ان هم نتایج کذایی امدندقرارشد از اول شهریور بخوانم روز اول شهریور جمعه بود یا پنج شنبه بهانه اوردم از شنبه میخوانم ، شنبه خواندم یادم نیست سه یا چهار ساعت ولی خواندم ، روز بعدش چه شد که بیخیالش شدم؟ یاد نمیگرفتم؟نه اتفاقا خوب یاد میگرفتم ،انگیزه نداشتم؟نه انگیزه هم داشتم چه انگیزه ای بالا از تر تو برایم وجود داشت اصلا؟ نمیدانم اینهارا ولی نخواندم تا الان که چندم است؟تنم میلرزد تاریخ را میپرسم چه زود گذشت همه چیز چقد زود کنکور تمام شد چقد زود تابستان تمام شد چقد زود ، حال سعی میکنم ازشنبه شروع کنم ولی باز فکرم میرود عصر میبینمت؟ دلم میگیرد اگر ببینمت اگر نبینمت بیشتر میگیرد، کلاس رانندگی ام را غروب برداشته ام تا ببینمت حتی اگر از دور حتی اگر نگاهت نیوفتد به من و من دلم که هیچ تمام تنم لرزد از مبارزه با حس به اغوش کشیدنتاه داشتم راجب درس حرف میزدم کی قراراست تمام کنم این وضعیت مزخرف را؟خسته شده ام ازین همه نخواندن بهانه برای تلاش نکردن منکه اینگونه بودم چرا انتخاب رشته درست درمان نکردم که بروم؟ مگر نخواستم هیچ چیز پایان نیابد مگر نخواستم رویاهایم نمیرند؟امسال قرارست عین پارسال شود؟ من قرارست همان گهی بودم باشم؟ دلم از دست خودم خون است خون


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
Akse Aghaye Khamenei
نفس بکش دکتر حاج رضا شایسته فرد فان ایرونی قیمت روز پرفروش ترین گوشی موبایل سامسونگ آبان 98 گروه فنی مهندسی آرکام در جست و جوی زمان ِ از دست رفته‌ دانلود آهنگ جدید آهنگ جدید ایرانی - دانلود فیلم ایرانی و خارجی